ترجمه "table" به فارسی
میز, جدول, miz بهترین ترجمه های "table" به فارسی هستند.
table
noun
verb
feminine
دستور زبان
Meuble, surface plane sur pieds (1) [..]
-
میز
nountype de meuble [..]
Prenez le livre posé sur la table.
کتابی را که بر روی آن میز قرار دارد بردار.
-
جدول
ensemble de données organisées sous forme d'un tableau
Je vois tout ce qui se passe sur cette table.
من همه چیز می رود در این جدول را مشاهده کنید.
-
miz
feminine
-
ترجمه های کمتر
- تپه
- ميز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " table " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Table
proper
Table (constellation)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Table" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Table در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "table"
عباراتی شبیه به "table" با ترجمه به فارسی
-
سعع
-
نمك روميزي · نمک طعام · نمک معمولی
-
کمد کوچک
-
نقشه نویسه
-
آب
-
میز اصلی
-
نام جدول
-
طبله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن