ترجمه "tarte" به فارسی
پای, تارت, کیک بهترین ترجمه های "tarte" به فارسی هستند.
tarte
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Plat, préparation à base de pâte aplatie au rouleau, et d’une garniture salée ou sucrée [..]
-
پای
nounMa mère fait souvent des tartes aux pommes pour nous.
مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.
-
تارت
Je suis trop tarte pour faire une tarte!
من يه عقب مونده ام که نميتونه " تارت " درست کنه.
-
کیک
noun feminineJe vais lui donner une part de cette tarte.
می خوام برم بهش یه تیکه کیک بدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tarte"
عباراتی شبیه به "tarte" با ترجمه به فارسی
-
پای سیب
-
حلوازرده
-
نوعي كيك ميوه دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن