ترجمه "taxe" به فارسی
دستمزد, مالیات, اجرت بهترین ترجمه های "taxe" به فارسی هستند.
taxe
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
دستمزد
nounprélèvement obligatoire constituant la contrepartie d'un service
-
مالیات
noun feminineIls l'ont recrutée pour taxer les panneaux solaires et les réguler.
آنها او را برای اعمال مالیات بر پنل های خورشیدی و قوانینش مامور کردند.
-
اجرت
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- باج گیری
- بستن
- تعرفه
- تقاضای سنگین
- خدمت
- خراج
- درآمد
- سود سهام
- عایدی
- ماموریت
- مزد
- ملامت
- منافع
- نام نویسی
- پردازانه
- پول
- کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taxe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taxe
-
مالیاتها
عباراتی شبیه به "taxe" با ترجمه به فارسی
-
مالیات
-
مالیات ارزش افزوده · مالیات بر ارزش افزوده · وي.آ.تي
-
قيمتهاي مداخلهاي · قیمتهای کنترلشده
-
مالیات بر ارزش افزوده
-
وي.آ.تي (ماليات)
-
مالیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن