ترجمه "technique" به فارسی
تکنیک, فنون, tiknaloge بهترین ترجمه های "technique" به فارسی هستند.
technique
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Manière d'accomplir une tâche qui n'est pas immédiatement évidente. [..]
-
تکنیک
nounLe coeur de notre technique réside en un simple test sanguin.
در مرکز این تکنیک ما یک آزمایش خون ساده است.
-
فنون
Lutte contre ravageurs et maladies par des techniques culturales ou des méthodes modifiées de culture
کنترل بیماریها یا آفتها با استفاده از فنون زراعی یا تغییر شیوههای چیدن محصول
-
tiknaloge
procédé de fabrication, savoir-faire
-
ترجمه های کمتر
- تخصص
- تكنيك
- تکنولوژی
- راه
- روش فنی
- شیوه
- متد
- مهارت
- مهندسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " technique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "technique" با ترجمه به فارسی
-
تغییرات فناورانه · توسعه فني · پيشرفت فني
-
نظامهای تغذیه دام
-
نظامهای تغذیه دام
-
استانداردسازی
-
استاندارد
-
فنون زيستي (زيستمهندسي)
-
تکنیکهای پرورش ماهی · فنون آبزیپروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن