ترجمه "teindre" به فارسی

رنگ زنی, رزیدن, رشتن بهترین ترجمه های "teindre" به فارسی هستند.

teindre verb دستور زبان

Modifier la couleur de quelque chose en y appliquant une teinture.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ زنی

    Modifier la couleur de quelque chose en y appliquant une teinture.

  • رزیدن

    verb
  • رشتن

    verb
  • رنگ کردن

    verb

    Tom s'est teint les cheveux en noir.

    تام موهایش را به رنگ سیاه رنگ کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " teindre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "teindre" با ترجمه به فارسی

  • رنگ زدن · رنگ پوست صورت
  • تصویر · ته رنگ · رنگ · رنگی · زیرکی · سایه رنگ · ظاهر · فام · نما · پرده رنگ · چرده
  • انگل روده · عفونت قارچی · کچلی · کچلی قارچی
اضافه کردن

ترجمه های "teindre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه