ترجمه "tension" به فارسی

تنش, فشار, اختلاف سطح بهترین ترجمه های "tension" به فارسی هستند.

tension noun feminine دستور زبان

État de ce qui est tendu (sens général) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنش

    noun

    Je sens beaucoup de tension conjugale.

    ! من دارم میزان زیادی از تنش زناشویی رو حس میکنم

  • فشار

    noun

    Une telle attitude, inopportune et source de tension, peut perturber un enfant.

    انجام این کار نابجاست، و باعث بروز فشار روانی شده، شاید موجب سردرگمی کودک شود.

  • اختلاف سطح

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • سفتی
    • كشش
    • وخامت
    • ولتاژ
    • پتانسیل
    • کشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tension " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tension"

عباراتی شبیه به "tension" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tension" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه