ترجمه "test" به فارسی

آزمایش, آزمایش کردن, استفاده آزمایشی بهترین ترجمه های "test" به فارسی هستند.

test noun masculine دستور زبان

Une session pendant laquelle un produit ou un équipement est placée dans des conditions habituelles ou extrêmes et où l'on examine sa durabilité, etc. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Test d’essai [..]

    Le coeur de notre technique réside en un simple test sanguin.

    در مرکز این تکنیک ما یک آزمایش خون ساده است.

  • آزمایش کردن

    verb masculine

    Nous réalisons tous les jours 5 millions de km de test sur simulateur.

    ما چهار میلیون و دویست هزار کیلومتر توسط شبیه سازها هر روز آزمایش کرده ایم،

  • استفاده آزمایشی

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • تست
    • مسخره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " test " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "test" با ترجمه به فارسی

  • زيستآزمونها · زیستسنجشها
  • آزمونهای تثبیت مکمل · آزمونهای تثبیت کومپلمان
  • آزمایش حاملگی
  • آزمون فیلت
  • اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
  • آزمون شعله
  • آزمون همچسبي لاتكس · آزمونهاي حلقهاي شير · آزمونهای بهمچسبیدگی · تستهای آگلوتیناسیون
  • آزمایش حاملگی · تشخیص آبستنی · لمس راسترودهاي
اضافه کردن

ترجمه های "test" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه