ترجمه "textile" به فارسی
پارچه, قماش, منسوجات بهترین ترجمه های "textile" به فارسی هستند.
textile
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Matière faite de fibres naturelles ou synthétiques, et utilisée pour la fabrication d'objets tels que des vêtements ou des meubles.
-
پارچه
nountout matériau susceptible d'être tissé
Nous avons travaillé comme des forcenés dans l'industrie textile chaque jour.
ما مثل سگ هر روز داخل کارخانه ی پارچه بافی کار کردیم.
-
قماش
noun masculine -
منسوجات
Des textiles, d'autres boîtes, et même des bonbons.
منسوجات ، جعبه هاي کوچک تر ، حتي آب نبات هاي بچه ها.
-
ترجمه های کمتر
- پارچه بافته
- محصول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " textile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "textile"
عباراتی شبیه به "textile" با ترجمه به فارسی
-
لینوم اوسیتاتیزیموم · کتان روغنی
-
موسا تکستیلیس
-
تولید پارچه
-
قلمکاری
-
طراحی پارچه
-
منسوجات بیبافت
-
هنر پارچه
-
الیاف بافتنی · الیاف نساجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن