ترجمه "torche" به فارسی

مشعل, چراغ قوه بهترین ترجمه های "torche" به فارسی هستند.

torche noun verb feminine دستور زبان

flambeau

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشعل

    noun

    bâton que l’on enflamme à une extrémité pour pouvoir éclairer

    Je refuse d'être la faille, le comte qui laisse tomber la torche et laisse la flamme s'éteindre.

    من شکست رو نميپذيرم. نجيب زاده اي که مشعل رو انداخت و شعله بپا کرد.

  • چراغ قوه

    noun feminine

    J'étais un péquin moyen, avec une torche et un rêve.

    من يه آدم معمولي هستم با يه چراغ قوه و يه رؤيا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "torche"

عباراتی شبیه به "torche" با ترجمه به فارسی

  • مست شدن · مقعد را بعد از دستشویی تمیز کردن
اضافه کردن

ترجمه های "torche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه