ترجمه "torture" به فارسی

عذاب, شکنجه, اضطراب بهترین ترجمه های "torture" به فارسی هستند.

torture noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • عذاب

    noun

    Pour être torturé, un homme doit être conscient.

    برای اینکه فرد عذاب شکنجه را حس کند باید هوشیار باشد.

  • شکنجه

    noun

    utilisation volontaire de la violence pour infliger une forte souffrance à un individu.

    Nous nous torturons inutilement en faisant la compétition et en nous comparant.

    ما خود را بدون جهت با رقابت و مقایسه شکنجه میدهیم.

  • اضطراب

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • تقلا
    • جان کندن
    • دلتنگی
    • زجر دادن
    • سکرات مرگ
    • شکنجه کردن
    • عذاب دادن
    • غم و اندوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torture " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "torture"

عباراتی شبیه به "torture" با ترجمه به فارسی

  • اضطراب · دلتنگی · زجر دادن · شکنجه کردن · عذاب دادن · غم و اندوه
  • القای حس غرقشدن
  • اضطراب · دلتنگی · زجر دادن · شکنجه کردن · عذاب دادن · غم و اندوه
اضافه کردن

ترجمه های "torture" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه