ترجمه "toucher" به فارسی

زدن, لمس کردن, پرماسیدن بهترین ترجمه های "toucher" به فارسی هستند.

toucher verb noun masculine دستور زبان

L'action ou la manière de toucher [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    On devrait pouvoir recréer le comportement d'un mimosa sans le toucher.

    باید بتوانیم رفتار میموسا را بدون دست زدن به آن بازسازی کنیم.

  • لمس کردن

    verb

    Si mon obsession était la vie éternelle, celle de Navid était le toucher.

    اگر همه فکر و ذکر من زندگی جاودانه بود، فکر و ذکر نوید لمس کردن بود.

  • پرماسیدن

  • ترجمه های کمتر

    • اندازه کم
    • انگشت زدن
    • بهم فشردن
    • تماس گرفتن
    • حاشیه گذاشتن
    • دست زدن
    • ذره
    • رنگ کم
    • متصل شدن
    • مجاور بودن
    • مقدار کم
    • مماس بودن
    • نزدیک بودن
    • نقطه
    • وابسته بودن
    • ور رفتن
    • پیوستن
    • پیوسته بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toucher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "toucher"

عباراتی شبیه به "toucher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "toucher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه