ترجمه "tourbillonner" به فارسی

ریختن, لوله کردن, مشروب خوردن بهترین ترجمه های "tourbillonner" به فارسی هستند.

tourbillonner verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریختن

    verb
  • لوله کردن

    Former un tourbillon ; être emporté en un tournoiement rapide. Être agité par un mouvement rapide, irrésistible.

    La neige tourbillonnait.

  • مشروب خوردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ور رفتن
    • چرخش
    • گردش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tourbillonner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tourbillonner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه