ترجمه "tradition" به فارسی
رسم, سنت, اموزش بهترین ترجمه های "tradition" به فارسی هستند.
tradition
noun
feminine
دستور زبان
Pratique spécifique établie depuis longtemps.
-
رسم
nounUne personne peut être dominée par la tradition familiale héritée de ses ancêtres.
یک فرد ممکن است توسط رسم خانوادگی، که از اجداد وی دست به دست رسیده است، کنترل شود.
-
سنت
nountransmission continue d'un contenu culturel à travers l'histoire
On retrouve l'une des traditions les plus remarquables de l'histoire de l'animal humain.
الآن شاهد یکی از سنت های قابل توجه در تاریخِ گونه انسان هستیم.
-
اموزش
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- سنن ملی
- عرف
- عقیده رایج
- معرفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tradition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tradition" با ترجمه به فارسی
-
سنت شفاهی
-
نظام حقوقی رومی–ژرمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن