ترجمه "train" به فارسی
قطار, آراستن, تادیب کردن بهترین ترجمه های "train" به فارسی هستند.
train
noun
masculine
دستور زبان
train (à vapeur) [..]
-
قطار
nounmoyen de transport sur rails [..]
Est-il venu en bus ou bien en train ?
آیا او با اتوبوس آمد یا با قطار؟
-
آراستن
verb -
تادیب کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ترن
- تیمار کردن
- راه آهن
- کاروان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " train " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "train"
عباراتی شبیه به "train" با ترجمه به فارسی
-
حمل و نقل ریلی
-
لوکوموتیوران · مهندس
-
مهندس
-
قطار مگلو
-
tiliting
-
راهآهن حومه
-
ارابه فرود
-
قطار تندرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن