ترجمه "transition" به فارسی

انتقال, تبدیل, جایگزینی انتقالی بهترین ترجمه های "transition" به فارسی هستند.

transition noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال

    pendant la transition entre le glaciaire et l'interglaciaire.

    طی این انتقال از عصر یخبندان به دوره بین یخبندان.

  • تبدیل

    noun feminine

    cette machine fait la transition automatiquement,

    این دستگاه بطور خودکار به حالت دیگری تبدیل می شه،

  • جایگزینی انتقالی

    notion de génétique

  • ترجمه های کمتر

    • دروازه
    • مدخل
    • مراحل تغییر
    • گذار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Transition
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مراحل تغییر در دگرجنسگونه

عباراتی شبیه به "transition" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه