ترجمه "trouver" به فارسی
پیدا کردن, یافتن, جا گرفتن بهترین ترجمه های "trouver" به فارسی هستند.
trouver
verb
دستور زبان
découvrir (cf. imitsukeru) [..]
-
پیدا کردن
verbDécouvrir quelque chose par accident ou après l'avoir cherché.
J'ai trouvé le livre facilement malgré le fait qu'il faisait sombre dans la pièce.
کتاب را به آسانی پیدا کردم، با آنکه اتاق تاریک بود.
-
یافتن
verbDécouvrir quelque chose par accident ou après l'avoir cherché.
Nulle part on ne trouvait la bague.
آن حلقه در هیچ جائی قابل یافتن نبود.
-
جا گرفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جاسوس بودن
- دوباره پیدا کردن
- دوست داشتن
- فکر کردن
- محل یابی
- چیز یافته
- کشف کردن
- کوشش کردن
- گمان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trouver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trouver" با ترجمه به فارسی
-
فروختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن