ترجمه "tubercule" به فارسی
تکمهها, تجه, تومور بهترین ترجمه های "tubercule" به فارسی هستند.
tubercule
noun
masculine
دستور زبان
-
تکمهها
noun masculineS'applique aux racines, tubercules et tout organe souterrain
دربرگیرنده ریشهها، تکمهها و همه میوههای زیر زمینی
-
تجه
-
تومور
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکمه
- تکمهها (گیاه)
- دمل
- زگیل
- سیبک
- غده
- ماده
- ورم
- ورم چرکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tubercule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tubercule" با ترجمه به فارسی
-
پاکیزهسازی ریشه
-
تکمههای بذری · تکمههای تکثیری
-
ریشهتمیزکنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن