ترجمه "tumeur" به فارسی

تومور, تومورهاي جانوري, غده بهترین ترجمه های "tumeur" به فارسی هستند.

tumeur noun feminine دستور زبان

Croissance nouvelle ou anormale, notamment une où la multiplication des cellules est incontrolé et progressive.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تومور

    noun

    هرگونه توده یا برامدگی داخل یا روی سطح بدن

    On sait depuis des décennies quelles sont les causes de cette tumeur maligne.

    علت ایجاد تومور بدخیم دهه هاست که شناخته شده است. که چه چیز این بدخیمی را موجب میشه.

  • تومورهاي جانوري

    noun feminine
  • غده

    noun feminine

    Pourquoi lui dire qu'il a une tumeur au cerveau?

    آره ، چرا به خودم زحمت بدم بهش بگم تو سرش يه غده داره رشد مي کنه ؟

  • ترجمه های کمتر

    • غدهشناسي
    • كانسر
    • نئوپلاسمها
    • نوروبلاستوم
    • ورم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tumeur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tumeur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tumeur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه