ترجمه "vague" به فارسی
موج, mavj, امواج سطح اقیانوس بهترین ترجمه های "vague" به فارسی هستند.
vague
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Masse d’eau de..., qui est agitée par... ''(Sens général)'' [..]
-
موج
nounDiffusion d'une affirmation, d'une tendance, d'un gout, etc.
Une grande vague d'émeutes a éclaté dans les premières cités de Paris.
موج عظیمی از شورشى ها در خیبابان های پاریس به راه افتاد.
-
mavj
noun feminine -
امواج سطح اقیانوس
soulèvement de liquide du à la force du vent
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vague " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vague"
عباراتی شبیه به "vague" با ترجمه به فارسی
-
انرژی موج
-
زمین مرده
-
اظهار کردن · اواره بودن · اواره شدن · اواره کردن · سرگردان شدن · متعجب شدن · منحرف شدن · پرت شدن · پرسه زدن · پریشان گفتن · گشتن
-
امواج
-
موج عظیم
-
ریوی ومعدی
-
موج دوم فمینیسم
-
موج نو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن