ترجمه "vaisseau" به فارسی
كشتی, جهاز, رگ بهترین ترجمه های "vaisseau" به فارسی هستند.
vaisseau
noun
masculine
دستور زبان
[Un terme général pour toutes sortes d'embarcations conçues pour le transport sur l'eau, comme des navires ou bateaux.]
-
كشتی
-
جهاز
noun masculine -
رگ
noun masculineEt, telle une tumeur, la graisse augmente quand les vaisseaux sanguins se développent.
و مانند تومور بافت چربی هنگامی رشد می کند که رگ های خونی رشد کنند.
-
ترجمه های کمتر
- کشتی
- آوند
- ناو
- سفینه
- سماری
- ظرف
- هواپیما
- کشتی هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaisseau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vaisseau"
عباراتی شبیه به "vaisseau" با ترجمه به فارسی
-
ناوسروان
-
فضاپیمای پشتیبانی بدون سرنشین
-
سفینه فضایی · فضا پیما · فضاپیما · کشتی فضایی
-
ستارهپیما
-
فضاپیمای چندنسله
-
آنوريسم · التهاب وريد · انفاركتوس · بيماريهاي رگ خوني · بیماریهای عروقی · رگبيماري
-
رگ · رگ خونی · رگهای خونی · عروق خونی · مويرگها
-
تكههاي پير · دستگاه لنفاوی · رگ لنفی · رگهاي لنفاوي · مجراي سينهاي · گرههاي لنفي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن