ترجمه "veille" به فارسی
خواب, شب, آماده به کار بهترین ترجمه های "veille" به فارسی هستند.
veille
noun
feminine
دستور زبان
Fait de veiller [..]
-
خواب
nounTu peux le mettre en veille?
میتونی اینو بذاری تو حالت خواب ؟
-
شب
nounJ'ai acheté des billets, et le concert était la veille.
من بليت نمايش شب قبل رو خريدم _
-
آماده به کار
-
ترجمه های کمتر
- حالت معلق (رایانه)
- لب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veille" با ترجمه به فارسی
-
سامانه خاموش روشن
-
جستجو و ردیابی فروسرخ
-
تضمین کردن · حتمی کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن
-
خاموشی موقت
-
حالت خواب
-
بيداري · خواب
-
محافظ صفحه نمایش
-
پاک کننده پرونده خاموشی موقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن