ترجمه "ventilation" به فارسی
تهویه, تهويه, هواخوری بهترین ترجمه های "ventilation" به فارسی هستند.
ventilation
noun
feminine
دستور زبان
-
تهویه
noun feminineVous pouvez aussi ouvrir ces fenêtres pour avoir une ventilation croisée.
همچنین ممکنه شما پنجره ها را باز کنید و تهویه ی عرضی داشته باشید.
-
تهويه
noun feminineAu-dessus d'elle se trouve la conduite de ventilation de la cage d'ascenseur.
بالاي اون کانال سيستم تهويه هواي آسانسور قرار داره
-
هواخوری
noun feminine -
ونتیلاسیون
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ventilation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ventilation" با ترجمه به فارسی
-
خشکاندن با جریان مصنوعی هوای گرم
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
تنفس مصنوعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن