ترجمه "ver" به فارسی
کرم, حشره, خزنده بهترین ترجمه های "ver" به فارسی هستند.
ver
noun
masculine
دستور زبان
Un programme possédant la capacité de s'auto-reproduire qui se propage largement à travers un réseau. [..]
-
کرم
nounAnimal invertébré long et rampant au corps cylindrique|1 [..]
C'est plus une extension de la guêpe, comme le criquet était une extension du ver gordien.
بیشتر به زائده ای از زنبور وحشی میمونه، درست مثل جیرجیرکی که زائده ای کرم گوردین بود.
-
حشره
noun masculineDes vers grouillent dans la chair. C'est affreux.
گوشتِ بدنش پُر از کِرمِ حشره است. چه وحشتناک.
-
خزنده
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- طفره زدن
- عنکبوت
- کرم خاکی
- کرم خوراک
- کرم ریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ver"
عباراتی شبیه به "ver" با ترجمه به فارسی
-
كرمهاي پهن · پهنکرمان · کرمهای پهن
-
نامه انبوه تروجان
-
روبه پایین
-
اشعار · به سمت · بیت · حدود · سوی · شاعری · شعر · فن شاعری · قافیه · مصرع · نزدیک · نظم
-
الاتریده · كرمهاي سيمي · ورجکان
-
پرورش كرم خاكي · کرمپروری
-
کرمچاله
-
پرورش كرم خاكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن