ترجمه "verge" به فارسی
یارد, کیر, نراله بهترین ترجمه های "verge" به فارسی هستند.
verge
noun
feminine
دستور زبان
Baguette [..]
-
یارد
Unité de mesure [..]
93 verges, la poussée, Taylor bat le demi de sûreté pour 10 verges, touché.
نود و سه یارد برای پیروزی ، تایلور بخاطر اشتباه حریف یک تاچ داون 10 یاردی میکنه
-
کیر
nounL'organe sexuel masculin pour la copulation et la miction; la partie tubulaire de l'appareil génital masculin (à l'exception du scrotum)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verge
-
نراله
-
پنیس
عباراتی شبیه به "verge" با ترجمه به فارسی
-
علف طلايي
-
جنس روئینه · جنس علف طلایی · سولیداگو · علف طلايي
-
یارد مکعب
-
علف طلايي كانادايي
-
سولیداگو کانادنسیس · علف طلايي كانادايي · علف طلایی کانادایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن