ترجمه "verrouillage" به فارسی
بازداشتگاه, حبس, قفل بهترین ترجمه های "verrouillage" به فارسی هستند.
verrouillage
noun
masculine
دستور زبان
-
بازداشتگاه
noun masculine -
حبس
noun masculine -
قفل
noun masculineNous obtenons donc un verrouillage quantique. Je vais vous montrer comment ça fonctionne.
خُب ما کانتوم قفل شده را دیدیم اجازه بدید بهتان نشان بدهم که این چگونه کار میکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verrouillage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verrouillage" با ترجمه به فارسی
-
قفل کن حساب
-
کلید قفل تبدیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن