ترجمه "vertèbres" به فارسی

فقره, مهره بهترین ترجمه های "vertèbres" به فارسی هستند.

vertèbres noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقره

    noun

    J'ai trouvé des vertèbres humaines dans mes selles.

    من يه بار يه ستون فقرات آدمو توي مدفوعم پيدا کردم

  • مهره

    noun

    Fracture cervicale aux cinquième, sixième et septième vertèbres.

    شکستگي گردن از مهره پنج و شش و هفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vertèbres " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vertèbres" با ترجمه به فارسی

  • مهرههای کمری
  • مهرههای گردنی
  • مهرههای سینهای
  • ديسكهاي بينمهرهاي · ستون فقرات · ستون مهرهای · ستون مهرهها · فقره · مهره · مهرهداران · مهرهها
  • مهرهها (استخوان)
  • فقره · مهره
  • ديسكهاي بينمهرهاي · ستون فقرات · ستون مهرهای · ستون مهرهها · فقره · مهره · مهرهداران · مهرهها
  • فقره · مهره
اضافه کردن

ترجمه های "vertèbres" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه