ترجمه "vestige" به فارسی

اثار, اثر, باستانی بهترین ترجمه های "vestige" به فارسی هستند.

vestige noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثار

    noun masculine
  • اثر

    noun masculine

    Tu es un vestige mémoriel.

    تو یه اثر زمانی هستی

  • باستانی

    noun masculine

    La ville moderne de Louxor s’étend en partie sur le site de Thèbes, et de petits villages subsistent parmi les vestiges.

    در عصر ما شهر لوکسور بر بخشی از منطقهٔ تبس باستانی واقع است و دهکدههای کوچک دیگری نیز در میان ویرانههای آن وجود دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • باقی مانده
    • بقیه
    • عتیقه
    • نشان
    • پس مانده
    • پس مانده غذا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vestige " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vestige" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه