ترجمه "vide" به فارسی

خالی, پوچ, خلأ بهترین ترجمه های "vide" به فارسی هستند.

vide adjective noun verb masculine دستور زبان

(Physique) Volume de l'espace qui ne contient pas de matière. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خالی

    adjective noun

    Dépourvu de contenu.

    J'ai ouvert la boîte, elle était vide.

    من آن جعبه را باز کردم - خالی بود.

  • پوچ

    adjective

    Dépourvu de contenu.

    Qui n'est rien d'autre qu'un geste symbolique et vide de sens.

    که در واقع چیزی بیشتر از یه رفتار پوچ و نمادین نیست

  • خلأ

    absence de matière dans une zone spatiale

    Vous voyez qu'il y a une architectue qui pousse pour combler la vide.

    شما می تونید وجود رشد معماری که خلأ رو پر می کند رو ببینید.

  • ترجمه های کمتر

    • تهی
    • پوک
    • باطل کردن
    • بطلان
    • توخالی
    • جای تهی
    • جای خالی
    • فضای خالی
    • ناحیه پوچ (اخترشناسی)
    • کاواک
    • کرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vide"

عباراتی شبیه به "vide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه