ترجمه "vieille" به فارسی
دیرین, قدیمی, پیرزن بهترین ترجمه های "vieille" به فارسی هستند.
vieille
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
دیرین
noun -
قدیمی
nounJe suis tombé sur un vieil ami devant la gare.
جلوی ایستگاه به یک دوست قدیمی برخورد کردم.
-
پیرزن
noun feminineLa vieille femme est trop faible pour se lever du lit.
آن پیرزن آنقدر ضعیف است که نمی تواند از رختخواب برخیزد.
-
ترجمه های کمتر
- کهن
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vieille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vieille" با ترجمه به فارسی
-
آندورا لاولا
-
پیرمرد و دریا
-
تجرد قطعی
-
دختر ترشیده · نختاب
-
استادان قدیم نقاشی
-
kohne · pir · بابا · باباجان · باستانی · بوی ناگرفته · بیات · خرابه · دیرین · سالخورده · قدیمی · مبتذل · متزلزل · مخروبه · مسن · پاپ · پاپا · پير · پيرمرد · پیر · پیرمرد · کشیش ناحیه · کهن · کهنسال · کهنه · گرگ باران دیده
-
فارسی باستان · فارسی قدیم
-
قاره کهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن