ترجمه "vision" به فارسی
بینایی, بینش, درك رنگ بهترین ترجمه های "vision" به فارسی هستند.
vision
noun
feminine
دستور زبان
songe, chimère
-
بینایی
noun feminineEt là où vos yeux ne regardent pas, votre vision est spectaculairement appauvrie.
نکته این است که بینایی شما در مورد جاهایی که مستقیما به آنها نگاه نمی کنید بسیار ضعیف است.
-
بینش
noun feminineNous avons besoin de femmes qui ont le courage et la vision de notre mère Ève.
ما به زنانی نیاز داریم که شجاعت و بینش مادرمان حوّا را دارند.
-
درك رنگ
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- ديدن
- نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vision " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vision" با ترجمه به فارسی
-
بینایی رایانهای
-
دید در شب
-
اختلالات بینایی
-
بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
-
اول شخص (بازی ویدئویی)
-
دید دوچشمی
-
دوربین دید در شب
-
دید رنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن