ترجمه "visiter" به فارسی
اقامت موقتی, بازرسی کردن, تحمیل کردن بهترین ترجمه های "visiter" به فارسی هستند.
visiter
verb
دستور زبان
Aller voir une personne ou un lieu. [..]
-
اقامت موقتی
noun -
بازرسی کردن
verb -
تحمیل کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- تفتیش کردن
- ضربت زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visiter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "visiter" با ترجمه به فارسی
-
شبکه ذخیره شده
-
به خانه ام سر بزنيد
-
اقامت موقتی · بازدید · حاصل · خلاصه · دیدار · مطالعه مجمل · چکیده کلام
-
کارت ویزیت الکترونیکی
-
اقامت موقتی · بازرسی کردن · تحمیل کردن · تفتیش کردن · سر زدن · ضربت زدن
-
تور
-
کارت ویزیت
-
کارت ویزیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن