ترجمه "visualisation" به فارسی
تجسم, تصور, مصورسازی بهترین ترجمه های "visualisation" به فارسی هستند.
visualisation
noun
feminine
دستور زبان
-
تجسم
noun feminineEn répétant ces mouvements, ma visualisation s'est focalisée sur l'aspect émotionnel d'un solo potentiel.
حرکتها را که تمرین میکردم، تجسم من به جزئی احساسی از یک صعود انفرادی بالقوه بدل شد.
-
تصور
noun feminine -
مصورسازی
présentation de données sous forme graphique
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visualisation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "visualisation" با ترجمه به فارسی
-
چهارچوب پيش نمایش
-
مصورسازی داده
-
مصورسازی علمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن