ترجمه "vitesse" به فارسی
سرعت, تندی, سرعت برداری بهترین ترجمه های "vitesse" به فارسی هستند.
vitesse
noun
feminine
دستور زبان
vitesse (par heure) [..]
-
سرعت
nounRapidité d’un mouvement [..]
La vitesse des particules est en fonction de la température.
خب، سرعت ذرات یک ابزار برای اندازه گيری دماست.
-
تندی
-
سرعت برداری
taux de changement de la position d'un objet, c'est à dire sa vitesse et sa direction, en fonction du temps
-
ترجمه های کمتر
- تند شدن
- تند کردن
- تندتر شدن
- عجله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vitesse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vitesse
-
سرعت
nounQui lui ont d'ailleurs valu le surnom de " Vitesse de la lumière ".
و به همين خاطر لزلي اسمش رو گذاشت " لئونارد با سرعت نور "
تصاویر با "vitesse"
عباراتی شبیه به "vitesse" با ترجمه به فارسی
-
سرعت هوا
-
جعبه دنده
-
سرعت مجاز
-
جعبهدنده دستی
-
قطار سریعالسیر
-
آزمایش سرعت رسوب خون
-
اسکیتباز سرعت
-
سرعت مداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن