ترجمه "voix" به فارسی
صدا, آوا, آواز بهترین ترجمه های "voix" به فارسی هستند.
Sons et tons que les humains sont capable à produire avec les cordes vocales. [..]
-
صدا
nounSons et tons que les humains sont capable à produire avec les cordes vocales.
C’est ce que fit Samuel quand la voix l’appela de nouveau.
این همان چیزی است که سَمُوئیل وقتی که بار دیگر یَهُوَه او را صدا میزند، میگوید.
-
آوا
nounSons et tons que les humains sont capable à produire avec les cordes vocales.
un cri si pur, exercé, détaché, qu’il n’avait aucun besoin d’une voix ou ne pouvait plus en supporter une.
فریادی چه خالصانه، چه ماهرانه، چه وانهاده، بینیاز از هرچه آوا، یا که دیگر ناتوان از بار هر آوا.
-
آواز
nounMère chantait en allemand, et l'écho renvoyait sa voix dans la vallée.
مادرم قبلنا به زبان آلماني اونجا آواز مي خوند ، و صداش توي دره ها پژواک مي شد.
-
ترجمه های کمتر
- رأی
- ادا کردن
- بانگ
- دنگ
- سخنگویی
- ورقه رای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voix " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "voix" با ترجمه به فارسی
-
پروتكل انتقال صدا از طريق اينترنت
-
صیغه معلوم
-
بلند گو
-
صدای انسان
-
صدا روی پروتکل اینترنت
-
آواز
-
بلند گو