ترجمه "volaille" به فارسی
ماکیان, مرغ وخروس, پرنده بهترین ترجمه های "volaille" به فارسی هستند.
volaille
noun
feminine
دستور زبان
-
ماکیان
animal de basse-cour élevé pour sa chair ou ses œufs
La ville a également suspendu le commerce de volailles vivantes pour prévenir la diffusion du virus.
شانگهای نیز تجارت ماکیان زنده را برای جلوگیری از گسترش بیشتر ویروس به حال تعلیق درآورده است.
-
مرغ وخروس
noun feminine -
پرنده
noun feminineélévées en libre parcours, puis des volailles élevées pour la viande.
گلهی پرندگان خانگی و آزادچَر را، و سپس سراغ پرندههای گوشتی رفتند.
-
پرندگان اهليشده
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volaille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "volaille"
عباراتی شبیه به "volaille" با ترجمه به فارسی
-
ماکیان
-
گوشت ماکیان
-
بستر جانوران · بستر جانوری · بستر ماكيان
-
فضولات ماكيان · مدفوع
-
مرغداری
-
ماکیانپروری · پرورش ماکیان
-
پرورش ماکیان
-
بورسيت عفوني پرندهاي · بيماري كيسهاي عفوني · بیماری گومبورو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن