ترجمه "voler" به فارسی
پرواز کردن, دزدیدن, پریدن بهترین ترجمه های "voler" به فارسی هستند.
voler
verb
دستور زبان
Action de se maintenir dans l’air. [..]
-
پرواز کردن
verbSe mouvoir de manière autonome dans l'air, sans qu'aucune partie de l'objet touche quelque chose rattaché au sol.
Tous les oiseaux ne peuvent pas voler.
نه همه پرندگان قادر به پرواز کردن هستند.
-
دزدیدن
verbTu l'as accusé d'avoir volé le vélo.
به دزدیدن دوچرخه متّهمش کردی.
-
پریدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- کش رفتن
- ربودن
- ابتیاع
- انداختن
- تبخیر شدن
- خرید
- خرید ارزان
- خلبانی کردن
- دزدی کردن
- دستبرد زدن
- رشد پیدا کردن
- سودا
- قرارداد معامله
- معامله
- هواپیمایی کردن
- کوچ کردن
- گوش بریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "voler"
عباراتی شبیه به "voler" با ترجمه به فارسی
-
بذرافشانی پاشيدني
-
بادبادک · سفته بازی کردن
-
رل · فرمان · فرمان اتومبیل
-
چرخ طیار · چرخ لنگر
-
چرخ لنگر
-
ردیفکارهای بذر
-
جوجه · رل · رول · شاتل کاک · فرمان · فرمان اتومبیل · ماکو · مرغ · چرخ طیار · چرخ لنگر · چین
-
چرخ لنگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن