ترجمه "votant" به فارسی
رای دهنده ترجمه "votant" به فارسی است.
votant
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
رای دهنده
nounBasé sur le taux de participation historique. 82 millions des votes devraient arriver maintenant.
براساس تعداد رای دهنده های سال های گذشته 82 میلیون رای تا حالا باید ضبط میشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " votant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "votant" با ترجمه به فارسی
-
رأیگیری الکترونیکی
-
رأی · رایگیری · ورقه رای
-
رأیگیری امتیازی
-
رأیگیری موافقتی تناسبی
-
حق رأی
-
رای مخفی
-
رایدهی اجباری
-
رأی انتقالپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن