ترجمه "vouloir" به فارسی
خواستن, خواستَن, اراده بهترین ترجمه های "vouloir" به فارسی هستند.
vouloir
verb
noun
masculine
دستور زبان
Ressentir un fort désir pour quelque chose.
-
خواستن
verbAvoir l’intention, la volonté de faire quelque chose, s’y déterminer. (Sens général) [..]
Arrêtons d'essayer de changer ça ou même de vouloir que ce soit différent.
دست از تلاش برای تغییر آن یا حتی خواستن تفاوت آن بردارید.
-
خواستَن
verb -
اراده
nounElle peut être un peu arrogante quand elle veut, tu vois?
میتونه درست و حسابی خودشو تحمیل کنه هروقت که اراده کنه ، میدونی..
-
خواست
nounTom, qui avait travaillé toute la journée, voulait se reposer.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vouloir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vouloir" با ترجمه به فارسی
-
انشاءالله
-
انشاءالله
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
-
خواستن توانستن است
-
علامت گذاردن · مشخص کردن · معنی بخشیدن · معنی دادن · معنی کردن · مقصود داشتن
-
گیر دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن