ترجمه "voyageuse" به فارسی

مسافر ترجمه "voyageuse" به فارسی است.

voyageuse noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافر

    noun feminine

    J'ai rejoint Hagrid après un long trajet dans la poche d'un voyageur.

    يه مسافر منو از يه سرزمين دور آورد پيش هاگريد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voyageuse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "voyageuse" با ترجمه به فارسی

  • پارک ملی ویاجورز
  • دوره گرد · رهرو · رهنورد · رھروان · مسافر · پی سپار
  • کبوتر قاصد
  • دوره گرد · رهرو · رهنورد · رھروان · مسافر · پی سپار
  • دوره گرد · رهرو · رهنورد · رھروان · مسافر · پی سپار
اضافه کردن

ترجمه های "voyageuse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه