ترجمه "yearling" به فارسی

اشغال, بچه کوچک, جمع بهترین ترجمه های "yearling" به فارسی هستند.

yearling noun masculine
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشغال

    noun
  • بچه کوچک

    noun
  • جمع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عدد
    • كرههاي اسب
    • نوزاد
    • يكساله
    • يكساله (اسب)
    • کرهاسبها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yearling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "yearling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه