ترجمه "bruich" به فارسی
آشپز, پزنده, پختن بهترین ترجمه های "bruich" به فارسی هستند.
bruich
verb
adjective
دستور زبان
-
آشپز
noun -
پزنده
noun -
پختن
verb -
پخته
adjective particle
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bruich
-
آبپز کردن
تصاویر با "bruich"
عباراتی شبیه به "bruich" با ترجمه به فارسی
-
آشپزخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن