ترجمه "car" به فارسی
ترفند, حقه, شغل بهترین ترجمه های "car" به فارسی هستند.
car
noun
adverb
masculine
دستور زبان
-
ترفند
noun masculine -
حقه
noun masculine -
شغل
noun masculine -
نیرنگ
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " car " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "car" با ترجمه به فارسی
-
دادن
-
برف آمدن
-
کشتن
-
فرستادن · کشتن · گذاشتن
-
خرده · کمی · یه کمی · یک کم · یک کمی
-
بازداشتن · نگه داشتن
-
اجرا کردن
-
تصمیم گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن