ترجمه "índice" به فارسی

فهرست, شاخص, نمایه بهترین ترجمه های "índice" به فارسی هستند.

índice
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرست

    noun

    Voulles mostrar as partes do noso índice.

    می خواهم به شما چند بخش مجزا از فهرست مان را نشان بدهم.

  • شاخص

    noun

    Creamos un índice único

    همه اینها در یک شاخص می گذاریم.

  • نمایه

    noun

    Aínda non existe un índice de procura. Desexa crear o índice agora?

    نمایۀ جستجو هنوز وجود ندارد. می‌خواهید نمایه را هم‌ اکنون ایجاد کنید ؟

  • ترجمه های کمتر

    • نمودار
    • قسمت
    • نسبیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " índice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "índice" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "índice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه