ترجمه "Balea" به فارسی

قیطس, نهنگ, نهنگ بهترین ترجمه های "Balea" به فارسی هستند.

Balea
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیطس

  • نهنگ

    noun

    Basicamente estanse pondo en risco entre os arpóns baleeiros e as baleas.

    آنها جسم خودشان رو خط بین نهنگها و زوبین های مخصوص صید نهنگ قرار می دهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Balea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

balea noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهنگ

    noun

    Basicamente estanse pondo en risco entre os arpóns baleeiros e as baleas.

    آنها جسم خودشان رو خط بین نهنگها و زوبین های مخصوص صید نهنگ قرار می دهند.

  • وال

    noun feminine

    Á esquerda queda o Museo de Baleas de Taiji, de triste fama.

    .در سمت چپ ما موزه ي وال تايجي قرار داره نفرت انگيز و بدنام

تصاویر با "Balea"

عباراتی شبیه به "Balea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Balea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه