ترجمه "Base" به فارسی
باز, پوینت گارد, اساس بهترین ترجمه های "Base" به فارسی هستند.
Base
-
باز
adjective verb noun adverbsubstancia que pode doar un par de electróns de valencia
Non foi posíbel abrir a Base de Dados para escreber
قادر به باز کردن دادگان برای نوشتن نیست
-
پوینت گارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Base " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
base
noun
feminine
دستور زبان
-
اساس
nounA imitación de aptitudes complexas é o que chamamos cultura e é a base da civilización.
آنچه ما فرهنگ مینامیم، تقلید از چیره دستیها و مهارتهای پیچیده است که زمینه و اساس تمدن میباشد.
-
باز
nounFoi imposíbel abrir a base de dados de notas do dispositivo móbil
قادر به باز کردن دادگان memo روی دستی نیست
-
بُن
noun
-
ترجمه های کمتر
- بُنیاد
- ریشه
- ستاد
- شالودَه
- مبنا
- پایه
- پایَه
- پایگاه
عباراتی شبیه به "Base" با ترجمه به فارسی
-
سبک پایه
-
پایگاه اطلاعات · پایگاه دادهها
-
بانک اطلاعاتی برخط
-
پایگاه دانش
-
جفت باز
-
پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
-
پایگاه داده های شناسایی
-
پایگاه دانش Microsoft
اضافه کردن مثال
اضافه کردن