ترجمه "Boca" به فارسی
دهان, دهن, دهان بهترین ترجمه های "Boca" به فارسی هستند.
Boca
-
دهان
nounحفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر
Contén microbios que se asocian xeralmente coa nosa pel, e coa nosa boca, a nosa saliva.
میکروب در آن هست که معمولا با پوست یا دهان و یا آب دهان ما همراه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Boca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
boca
noun
feminine
دستور زبان
-
دهن
noun feminineFoi quen lle cravou un coitelo a Craster na boca.
اون کسیه که چاقویی رو تو دهن " کرستر " فرو کرد
-
دهان
nounContén microbios que se asocian xeralmente coa nosa pel, e coa nosa boca, a nosa saliva.
میکروب در آن هست که معمولا با پوست یا دهان و یا آب دهان ما همراه است.
عباراتی شبیه به "Boca" با ترجمه به فارسی
-
ذائقه · سق · سقف دهان · کام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن