ترجمه "Cabra" به فارسی
بز, بز بهترین ترجمه های "Cabra" به فارسی هستند.
Cabra
-
بز
nounگونهای از بز کوهی (سرده)
Tráelle unha cabra afeitada e unha botella de aceite de oliva.
یه بز با یه بطری روغن زیتون براش بیار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cabra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
cabra
noun
feminine
دستور زبان
-
بز
nounTráelle unha cabra afeitada e unha botella de aceite de oliva.
یه بز با یه بطری روغن زیتون براش بیار
تصاویر با "Cabra"
عباراتی شبیه به "Cabra" با ترجمه به فارسی
-
پوست بز
-
پازن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن