ترجمه "Cama" به فارسی

تختخواب, بستر, رختخواب بهترین ترجمه های "Cama" به فارسی هستند.

Cama
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تختخواب

    moble que se utiliza para dormir e descansar

    Logo da morte de Elizaveta tres días gardou cama...

    بعد از مردن خاله ليزا سه روزه که تو تختخواب افتاده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cama noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun feminine
  • رختخواب

    noun feminine

    Eu levaríalle o almorzo á cama, e logo, cun vello chándal e en zapatillas, el iría a dar un paseo polo xardín.

    من صبحانهاش را به رختخواب میبردم، و سپس با لباس ورزشی کهنه و دمپایی، او برای قدم زدن در اطراف باغ می رفت.

  • تختخواب

    Logo da morte de Elizaveta tres días gardou cama...

    بعد از مردن خاله ليزا سه روزه که تو تختخواب افتاده

عباراتی شبیه به "Cama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه