ترجمه "Cloro" به فارسی
کلر, کلر, کلرین بهترین ترجمه های "Cloro" به فارسی هستند.
Cloro
-
کلر
nounRegaloulle a esta besta maxestosa dous átomos de cloro para que os usase de pendentes.
طبیعت به این غول باشکوه دو اتم کلر داده است تا مثل یک جفت گوشواره به گوش اندازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cloro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
cloro
noun
masculine
دستور زبان
-
کلر
nounRegaloulle a esta besta maxestosa dous átomos de cloro para que os usase de pendentes.
طبیعت به این غول باشکوه دو اتم کلر داده است تا مثل یک جفت گوشواره به گوش اندازد.
-
کلرین
noun
تصاویر با "Cloro"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن