ترجمه "Cola" به فارسی

دم, صف, لعاب بهترین ترجمه های "Cola" به فارسی هستند.

Cola
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    O exemplo máis citado dunha desvantaxe é a cola do pavo real.

    رایج ترین مثال برای یک نقص عضو دم طاووس است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cola
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صف

  • لعاب

    noun
  • چسب

    noun

    Foi entón cando me din conta do poder do papel e a cola.

    اینجا بود که من به قدرت چسب و کاغذ پی بردم.

عباراتی شبیه به "Cola" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه